سکوت

سکوت ، صدای گام‌هایم را باز پس می‌دهد
با شبِ خلوت به خانه می‌روم
گله‌ای کوچک از سگ‌ها بر لاشه‌ی سیاه خیابان می‌دوند
خلوت شب آن‌ها را دنبال می‌کند
و سکوت نجوای گام‌هاشان را می‌شوید
من او را به جای همه برمی‌گزینم
و او می‌داند که من راست می‌گویم
او همه را به جای من برمی‌گزیند
و من می‌دانم که همه دروغ می‌گویند
چه می‌ترسد از راستی و دوست داشته شدن ، سنگدل
برگزیننده‌ی دروغ‌ها
صدای گام‌های سکوت را می‌شنوم
خلوت‌ها از باهمی سگ‌ها به دروغ و درندگی بهترند
سکوت گریه کرد دیشب
سکوت به خانه‌ام آمد
سکوت سرزنشم کرد
و سکوت ساکت ماند سرانجام
چشمانم را اشک پر کرده است

مهدی اخوان ثالث


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها